تبليغاتX
.orange juice.
 اندر احوالات آقای ح
[روز، صحنه روشن،
بازیگران به ترتیب من و آقای ح سر میز صبحانه، و راوی آن‌طرف‌تر کنار صندلی]


- من به آقای ح: تو فرم پایان‌نامه‌تو کامل کردی؟
- آقای ح: نه
[استکان چای‌اش را تا نیمه سرمی‌کشد]
- من:
وقت‌ش الانه ها. دیر می‌شه
- آقای ح: می‌دونم
- من: پس چرا نرفتی سراغ‌ش؟
- آقای ح: [همان‌طور که روی نان کره می‌مالد] نمی‌دونم.. حس‌ش نیست.. به‌گمونم پریود شدم. می‌فهمی که؟
- من: اووو‌م.. آره.. می‌فهمم 

[صحنه تاریک می‌شود]

 

 

 

 

 

 

|| # || یکشنبه 1387/03/05 ساعت 14:29   add to balatarin